حکایت
آورده اند نوشین روان عادل را در شکارگاهی صیدی کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت تا نمک آرد نوشیروان گفت نمک بقیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد، گفتند از این قدر چه خلل آید گفت : بنیاد ظلم در جهان اول اندکی بوده است هر که آمد برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده.
گر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی .... بر آورند غلامان او درخت از بیــخ
به پنچ بیضه که سلطان روا دارد .... زنند لشکریانش هزار مرغ بسیخ
این حکایت زیبا از شیخ سعدی ناخودآگاه ما را بیاد دست اندازی بعضی از مسئولان و کارمندان ادارات شهرستان دیلم به بیت المال می اندازد. دیروز فلان عضو شورای شهر ( س.ب )بخشی از اراضی دولتی غرب جاده دیلم به خوزستان را متصرف شد و شهردار و بقیه مسئولان سکوت کردند و امروز آقای ( م . ق ) کارمند اداره جهاد و کشاورزی شهرستان و مسئول صندوق مهر امام رضا (ع) به سفارش آقای (ف . خ ) عضو دیگر شورای شهر در حال تصرف اراضی تنوب می باشد و باز جناب شهردار سکوت اختیار نموده و حتی به گشت اجرائیات شهرداری دستور داده کاری به کار متصرف نداشته باشند همچنانکه کاری به کار آقایان رحمانی ، خواجه ، دهقان و ... نداشته اند.
خوانندگان محترم بدانید و آگاه باشید که فساد و تباهی در بین کارمندان ادارات دولتی بخصوص شهرداری بیداد می کند و روزبروز حادتر می شود و کسی یارای مقابله با آنها را در خود نمی بیند.